![]() |
![]() |
|
|
روزی روزگاری
شمع بود و گل و پروانه دور آن می چرخید٬ و می سوخت٬ اما نمی مرد. امروز برق هست و لامپ ها و پشه ها که دور آن ها می چرخند٬ و سایه های بزرگشان روی زمین می افتد. می میرند٬ اما کم نمی شوند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 17:39 توسط کامران |
|
|
بر ظاهرم منگر که شادم ... درونم غوغایی برپاست ! گویی کسی تیشه میزند بر وجودم ! قلبم هزاران پاره شده است ... شاید یکی از آن پاره ها نصیبش شود ! ولی او حریص است محکمتر میکوبد تا تکه ای بزرگتر را نصیب خود کند ! افسوس که با خورد شدن وجودم سرانجام او نیز در درونم میشکند ! آنگاه که من ، چون آواری بر سر او فرو ریزم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:49 توسط کامران |
|
|
بغض بزرگترين اعتراضه . . .
اگه بتركه ديگه اعتراض نيست ،
التماسه . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:16 توسط کامران |
|
|
۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 16:36 توسط کامران |
|
|
تولدت مبارک اینشالله ۱۰۰سال ۲۰۰سال عمر کنی صبحی تابستانی اشکی چکید بر زمین اشکی از چشمانی کوچک صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدم هر چند تصویری نیست حال سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگیم افزوده می شود می شنوم از همه سو می گویند تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:59 توسط کامران |
|
|
سکوتم را شکستند... دل دائم صبورم را شکستند... مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 3:46 توسط کامران |
|
|
سلام همگی این عکس پسر داییم هستش نمیدونم چند وقتشه
ماشالله |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 17:32 توسط کامران |
|
|
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
زماني كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود
فقط کسايي میخوان مثل بعضي آدماي ديگه باشن که خودشون کسي نباشن تاريکترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيده .... انسان ها دو دسته اند : دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها زندگي نميکرديم زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد. امروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است. نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم. کسي که به روي درس هاي زندگي آغوش گشايد و خود را با پيش داوري تغذيه نکند همچون برگ سفيدي است که خداوند کلمات خود را بر آن مي نگارد. آن که همواره با بدبيني و پيش داوري به جهان مي نگرد همچون برگي نوشته شده است که کلامي جديد بر آن نوشته نخواهد شد. خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن .نه به گذشته بينديش و نه به آينده فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 4:4 توسط کامران |
|
|
برای اینکه من را به یاد بیاوری تنها کافیست در آینه نگاه کنی . من آن قطره اشکی هستم که از گوشه چشمان تو جاریست! سال ها پیش از این زیر یک سنگ در گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم همین. یک کمی خاک که دعایش دیدن آخرین پله خدا بود آرزویش همیشه پر زدن تا ته کهکشان بود. خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توی دستان خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد راستی من همان خاک خوشبخت من همان نور هستم پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 2:21 توسط کامران |
|
|
۱۳ به درتون رو مبارک و شاد باش میگم
امیدوار هستم که در این روز زیبای بهاری در دامان پر مهر طبیعت و همراه با خانواده عزیزتون حسابی بهتون خوش بگذره. یادتون نره که حتما واسه اون کسی که دوستش دارین سبزه گره بزنید و براش آرزوی سلامت و نیک روزی بکنید.
شادی همه رو خواستارم از درگاه خدای مهربون و زیبا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 17:11 توسط کامران |
|
|
يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟
بيخيال حالا، بگير بخواب!!
اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به سوي موبايل بوده و هيچ خاصيت ديگه نداره .
سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است
و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير .
همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب!
پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين!
مشترك گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار كردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!
الله اكبر
. الله اكبر
.
.
.
بيدار شو وقت نمازه
ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار كنيم . خيلي حال ميده.
هر وقت به هوش اومدي به من زنگ بزن!
چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزینه ام زیاد نشه
ببين عزيز دلم پاشو............ ..اگه پا نشي قهر ميکنما............ .....خب دلم برات تنگ شده.........جون من پاشو............ .پاشدي............ ..افرين عزيزم............ ...حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ
سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش كن. بزار براي بعد، خب؟
سلام .... تو رو خدا ببخش .... نميخواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعي كن دركم كني .... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده!!!
خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي
سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا
مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن...
خوش حالم که خوابي عزيزم
چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد
به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري
ببين الان ساعت 12شبه. 1 ساعته ديگه قراره که منگولا برن پيش خدا و شفا بگيرن .حواست باشه يادت نره ها ، خواب نموني يه وقت!!!
هه هه هه گول خوردي من اس ام اس نبيدم وجدان مبايلت بيدم فقط وخاستم منو از جيبت در وياري تا كمي هوا وخورم جيگر.
اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت نکني !!!
خواص گوسفند :
بو میدهد
سبزی میخورد
گاهی می خوابد
پرواز نمیکند
عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!
این اس ام اسها بعد از ساعت ۱۲ شب به کار میره
حال میده خدایی
به امتحانش میارزه ضرر نمیکنید که
بعدشم حالا که این همه خوندی یه نظر هم بدی بدمون نمیاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:37 توسط کامران |
|
|
مزدا 323 قرمز رنگ، تا به نزدیکی دختر جوان رسید به طور ناگهانی ترمز کرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حرکت ایستاد ، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جایی که پنجره جلو دقیقا روبروی دختر جوان قرار گرفت . این اولین خودرویی نبود که روبروی دختر توقف می کرد ، اما هریک از آنها با بی توجهی دختر جوان ، به راه خود ادامه می دادند . دختر جوان، مانتوی مشکی تنگی به تن کرده بود که چند انگشتی از یک پیراهن بلند تر بود . شلواری هم که تن دخترک بود ،همچون مانتویش مشکی بود و تنگ می نمود که آن هم کوتاه بود و تا چند سانتی پایین تر از زانو را می پوشاند . به نظر می آمد که شلوار به خودی خود کوتاه نیست و انتهای ساق آن به داخل تا شده . دختر جوان نتوانست اهمیتی به مزدای قرمز رنگ ندهد . سرش را به داخل پنجره خم کرد و به راننده گفت :" بفرمایید؟" . مزدا مسافری نداشت . راننده آن پسر جوان و خوش چهره ای بود که عینک دودی ظریفی به چشم داشت . پسر جوان بدون معطلی و با بیانی محترمانه گفت : " خوشحال میشم تا جایی برسونمتون". دختر جوان گفت : " صادقیه میرما". پسر جوان بی درنگ سرش را به نشانه تائید تکان داد و پاسخ داد : " حتماً، بفرمایید بالا ". دخترک با متعجب ساختن پسر جوان، صندلی عقب را برای نشستن انتخاب کرد .چند لحظه ای از حرکت خودرو نگذشته بود که دختر جوان ، در حالی که روسری کوچک و قرمز خود را عقب و جلو می کشید و موهای سرازیر شده در کنار صورتش را نظم می داد ،گفت :" توی ماشینت چیزی برای گوش کردن نیست "- البته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:12 توسط کامران |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 13:47 توسط کامران |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 0:8 توسط کامران |
|
|
سلام همگی دوستای گل امروز من یه تصمیم گرفتم اگه گفتین چیه؟ باشه بابا خودم میگم تصمیم گرفتم چیستان بذارم آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم، اما در حقيقت او ما رامي خورد؟ فعلا یکی میذارم ببینم چه جوری میشه چی میشه اگه دیدم خوب شد از هم میذارم فعلا همگی یا حق راستی امتحانم تمام شد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 18:56 توسط کامران |
|
|
خب برای این سری یه ترفند ناب اوردم که تو هیچ وبسایتی ندیدید. خب حالا بریم سراغ این ترفند: ۱ـ اول صبر کنید یکی از صفحات وبسایتی که باز کردید کاملاْ لود بشه. ۲ـ بعد ادرس وبسایت رو پاک کنید. ۳ـ کد های زیر رو کپی کنید و بعد کلید اینتر رو بزنید و شاهد پرواز همه اون عکس های موجود در وبسایت باشی. امتحان کنید و حالشو ببرید.
سلام بعد بگین کامران بده موفق باشی یا حق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:21 توسط کامران |
|
|
دعای شبهای امتحان
یا
دعای "ليلة الامتحانات"
أللهم أهدا كل الشوت و المشنگ لايعلم من دروسها بقدر بز أخفش. و لاتكلنا الي أنفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذي يجذبتا الي المنجلاب المشروطية. و أعوذ بك من پروجات . سلام همگی فردا آخرین امتحانم میدم راحت میشم دیگه ۱۰روووووووووز تعطیل همگی موفق باشید یا حق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:5 توسط کامران |
|
|
عروسی رفتن دخترها:
می افته که بعله...عروسی دعوتیم..! ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 20:57 توسط کامران |
|
|
بازيگران:
سمنو (پرده اول)
-من رويا از تهران و سنم هم نميگم...مگه نميدوني نبايد از يك خانم سنش را پرسيد ...!و كم كم اين دختر با بقيه برايش متفاوت ميشود و قضيه كمي احساسي مي شود.(از اين به بعد آهنگ تايتانيك پس زمينه نمايش است.) -چه غذايي را دوست داري؟ - بيف استر.. -وا..مگه همچين غذايي هم هست! -همون بيف استراناگف است!!ولي مي دوني ما بس كه خورديم با اسم كوچيك صدايش ميكنيم!! از شكلكهاي مسنجري كه برايش مي فرستد حالي به حالي مي شود و با فونت هاي دختر احساسش فرق مي كند!! كار به جاهاي باريكتر ميكشد و تلفن رد و بدل ميكنند. پاي تلفن با شنيدن صداي هم حسابي دلباخته هم ميشوند . صدايي شبيه صداي بوق تريلي مي گويد : چقدر صداي تو قشنگه!! و صدايي شبيه صداي مرغ ميگويد : صداي تو كه بهتره!! و دهان جفتشان مثل سمنو شيرين ميشود!!
سيب (پرده دوم)
سماق (پرده سوم)
سكه (پرده چهارم)
سير (پرده پنجم)
سركه (پرده ششم)
سبزه (پرده هفتم) سلام این هم هفت سین اینترنتی شما که خیلی نظر میدین شرمندم کردین فغلا یا حق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 17:46 توسط کامران |
|
|
آغاز سال ۱۳۸۷ بر همه ايرانيان و پارسيان بازمانده از كوروس وهخامنشيان و قدمت۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي كوروش تبريك و تهنيت باد به اميد اینكه سال موفقيت و سال پربركت و سال پيروزي و بهروزي داشته باشید انشاالله |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:40 توسط کامران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام همگی یکم راجب خودم هم بگم بشناسین منو راستش من اسمم کامران هستش توی بیمارستان متولد شدم و از کوچیکی بزرگ شدم کلا بچه خوب.آروم.ساکت.مظلوم و سر به زیری هستم این بود راجب من یا حق
|
|
RSS
|