تبليغاتX
نازم به ناز آنکس که ننازد به ناز خویش

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 5:7  توسط کامران | 

 

سخته بخوای همه ی دردهاتو توی چند تا جمله خلاصه کنی همه ی دردهاتو شکل

حرف در بیاری وحرف هاتو شکل کلمه...کلمه پیدا کردن برای بغضت سخته...زندونی کردن این همه فکر توی چار دیواری مغزت سخته.....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 1:7  توسط کامران | 
 

khanooooomy.blogfa.com

سرنوشت ........

خیلی ها بدون اینکه خبر داشته باشن سرنوشت ها رو عوض میکنن

یا بدترش میکنن یا بهترش میکنن

و کسی که تو سرنوشتت نقشی داره

مراقبش باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 17:34  توسط کامران | 

زیاد مطالعه کنید ( روزی 1 ربع ) .... اون یه ربعم قصه های حسن کچل رو بخونید !!!

 

کم بخوابید ( روزی 18 ساعت ) می دونم سخته ولی نابرده رنج را گنج میسر ..... !!!

 

شبا به بهونه درس خوندن تو پارک برین 3 ساعت گل کوچیک بازی کنید !!! 

 

کتابهایی با قطر 8 اینچ ( هر اینچ مساوی 54/2 سانتیمتر ) بگیرین دستتون

 

تو خونه به همه گیر بدین تا همه بفهمن چقدر خراب درسین  !!!

 

هی به بهونه خرید کتاب از باباتون پول بگیرین بعد برین قهوه خونه یا کله پزی ( جواتالیسم ) !!!

 

داداش کوچیکتون رو که خوابه به بهانه سر و صدا کردن هی بزنید !!!

 

اگه خر ( واسه خر زنی ) دم دستتون نیست سگ هم زدی زدی ( از مجبوری ) !!!

 

10 دقیقه بعد از شروع آزمون برین سر جلسه که همه بفهمن شما چقدر شاخین !!!

 

 حالا شما یک داوطلب موفق هستین برین و به امید نفر اول شدن باشین !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:27  توسط کامران | 

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:0  توسط کامران | 

نامتان را به انگلیسی بنویسید و سپس حروف را از هم جدا کنید.

توضیحات مربوط به هر حرف را بخوانید و به شخصیت خویش پی ببرید.

A-شما شخص فعالى هستيد.

B-درملاقات با افراد تازه بسيار محتاط هستيد.

C-تا حدى با سياست هستيد.

D-آسان به ديگران اعتماد نميكنيد.

E-با هر نوع آدم ها ميتوانيدارتباط بر قرار كنيد.

F-تظاهر ميكنيد.

G-خيلى دوستانه و قابل فهم هستيد.

H-از ظاهر و شخصيت خوبى بر خوردارى.

I-به عشق بسيار معتقدى.

J-همه شما را دوست دارند.

K-از تجربه هاى جديد خوشتان مى ايد.

L-همواره لبخند به لب داريد و ديگران را به لبخند وا ميداريد.

M-به راحتى به موفقيت دست مى يابيد.

N-مى توانيد بسيار سرگرم  كننده و شاد باشيد.

O-از بازي گوشي خوشتان مى آيد.

P-خيلى رفيق باز هستيد. 

Q-خيلى دو رو هستيد.

R-بسيار اجتماعى هستيد.

S-از نگاه دوستانتان بسيار جذاب هستيد.

T-بسيار خوش گفتار هستيد.

U-خيلي سرسختيد.

V-غير قابل قضاوت هستيد.

W-ذهن بسيار وسيع و پهناورى دارى.

X-به ديگران اجازه نميدهيد به شما بگويند كه چه بكنيد.

Y-هر تجربه اى را بزرگ جلوه ميدهيد.

Z-خيلى خونسرديد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 18:48  توسط کامران | 

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد. اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي
باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين
كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي. كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند . توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد.
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .
بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:46  توسط کامران | 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد رو پانسمان کردن بعدش گفتند باید ازش عکسبرداری کنن که جایی از بدنش نشکسته باشه.

پیرمرد ناراحت شد و گفت:عجله دارم و نیازی به عکسبرداری نیست

پرستار: دلیل عجله چیه؟

پیرمرد: زنم توی خانه سالمندانه هرروز صبح میرم اونجا و با اون صبحونه میخورم

پرستار: خوب ما خبرش میدیم

پیرمرد: متاسفم اون آلزایمر داره متوجه نمیشه حتی منو هم نمیشناسه!

پرستار: وقتی متجه نیست شما کی هستی چرا هرروز صبح برای خوردن صبحونه میری پیشش؟

پیرمرد با صدای آرامی گفت: اون نمیدونه من که میدونم اون کیه....!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:56  توسط کامران | 

نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو

نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خوبه زندگیمو

میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم

میتونم مثل همه یه رفاقت بادی بسازم تا به یه نیش زبون بترکه و خراب بشه

تا بیان جمعش کنن حباب دلسراب بشه

میتونم بازی کنم با احساس کسی

میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی

میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

میتونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم

ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونا یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونا

یه نفر پیدا بشه به من بگه چی کار کنم؟

با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار کنم؟

من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم داره؟

توی دنیا اصلا دوست واقعی وجود داره؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 19:46  توسط کامران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام همگی یکم راجب خودم هم بگم بشناسین منو راستش من اسمم کامران هستش توی بیمارستان متولد شدم و از کوچیکی بزرگ شدم کلا بچه خوب.آروم.ساکت.مظلوم و سر به زیری هستم این بود راجب من یا حق

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
صفای اشک وفای غم
تک ستاره آسمان دل
تم موبایل, اهنگ, فیلم ,بازی و...
همنفس
سرزمین پرسپولیس
چنــــــد دقیـــقه استـــــراحــــت
پسران اراکی
براي تو
ستاره شب
يواش بيا تو مخابرات نفهمه...
فریادی در سکوت
بندر عباس
دست نوشته ها وشعر های شاعر بسیجی شهید ابوالفضل سپهر
سا سا ساکت
خواب دو برادر بسیجی
سالهای سوخته{خاطرات 51 سال زندگی}
پاتوق بندری
اخبار فوتبال ایران و جهان
عکسهای زیبا از بندر عباس
سی بیلو
عکسهای هنرمندان - بازیگران قدیمی سینما
Emo کاملترین وب
دلتنگیهای یه پسر دیوونه
آفتابم را هوای مهربانی امشب است
تنهاترین هم نفس
Best Friend 4Ever
شعر عاشقانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM