![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 7:53 توسط کامران |
|
|
خیلی بی رحمی خیلــــــــــــــــــــــــي مواظب خودت بش عزیز قد بلندوم مواظب خودت بش حتی یه جای خلوت راه مره زیر باران اگن تمامه ابران دل پارن و حسودن از وقتی دنیا دنیا پایبنده کس نبودن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 4:51 توسط کامران |
|
|
انا الله انا الیه راجعون هو الباقی
خبر دار شدیم كه دایی، بی آنكه او را ببینیم، بی آنكه در آخرین لحظات در كنارش باشیم و بی آنكه دستش را در دست داشته باشیم، رخت از این پهنه بربست، درگذشت نابهنگام دایی بزرگوارم محمود خسروانی به تمامیه خانواده خسروانی و دوستدارانش تسلیت عرض مینمایم امیدوارم خداوند به ما و به خانواده او صبر و توفیق عطا کند برای شادیه روح مرحوم محمود خسروانی فاتحه بفرستین
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 2:0 توسط کامران |
|
|
چقدر زمونه بي وفاست نمي دونم خدا كجاست؟؟ يكي بياد بهم بگه كجاي كارم اشتباست؟!! گاهي مي خوام داد بكشم اما صدام در نمياد بگم آخه خدا چرا دنيا به آخر نمي ياد؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:27 توسط کامران |
|
|
نمیتونم بی تفاوت بگذرم از این نگاهت اگه حتی این خیانت باشه آخرین گناهت نمیخوام تو چشم مردم دوباره سنگره یخ شم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:1 توسط کامران |
|
|
همه زندگی انتظار است ٬ سخت ترین لحظه های زندگی را سپری می کنیم . یک عمر منتظریم . روزی که این قلب بایستد انتظار همه تمام می شود و آرام می گیریم . ما در زنجیره بخت هم سرشت شده ایم و آسوده نشسته ایم و زمان ها را به هم می بافیم . نمی دانم در خط سر نوشت که ما شرقی ها اسم آن را قسمت گذاشتیم ٬ کجای خط |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 4:57 توسط کامران |
|
|
غصه نخور ای دل بیکسم گریه نکن گلم همه کسم رسم دنیا بی وفاییه دلکم دل من بغضتو بشکن غریبگی نکن با من ببار مثل ابر بهار دل من رسم رفاقت این نیست تو آسمون ستارست حتی اونم ندارم تا کی باید به دل بگم بساز بساز بسوز بسوز تا کی باید گریه کنم از دست کار روزگار تا کی باید بباره چشمام مثل ابره بهار اینم از بخته بد ماست راضیم هرچی خدا خواست ای خدا برس به دادم تو چشام اشکه پر از خون گریه کن چشمای من همه حرفاتو بگو نه جدایی کاره من نیست اینو هی داد میزنم من روزگار رحمی به من کن اینو فریاد میزنم من مینویسم روی صفحه ی غریبه زندگی من فراموشت نمیکنم عزیز به سادگی |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 19:29 توسط کامران |
|
|
خدایا خواهش میکنم درست کن همه چیزو خدایا ازت خواهش میکنم خدایا چه بدی کردم؟ خدایا امروز جمعست امیدم به خودته
نم نم گریه های من ناله و هایی های من گمشده تو سکوت غم تموم خندهای من من رو آوردم به جنون
با این چیزایی که دیدم ترسم گرفته ترسیدم دلم میخواد زار بزنم سرمو به دیوار بزنم
خواهش میکنم خدا من که تو لاک خودم بودم خواهش میکنم همه چیزو درست کن خواهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش ميــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــكنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 6:39 توسط کامران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام همگی یکم راجب خودم هم بگم بشناسین منو راستش من اسمم کامران هستش توی بیمارستان متولد شدم و از کوچیکی بزرگ شدم کلا بچه خوب.آروم.ساکت.مظلوم و سر به زیری هستم این بود راجب من یا حق
|
|
RSS
|